بازدیدکارشناسان وسرگروه های استان ازمدارس راهنمایی شهرستان دلفان
رضامنصوری
سرگروه علوم تجربی شهرستان دلفان
آدمی ومیکروب ها
آدمي و ميكرب ها
دنياي جانداران ميكروسكوپي دنيايي بس بزرگ است. انسان ها از ميكروب غالباً تصور ناخوش آيندي دارند و با نام ميكروب مفهوم درد و رنج و بيماري را به ياد مي آورند. در صورتي كه واقعيت چنين نيست .
واژه ميكروب از دو كلمه كوچك و زيستن گرفته شده است. بنابراين هر جاندار كوچك و ذره بيني ميكروب است.
زندگي انسان و ساير جانوران به وجود ميكروب ها وابسته است بسياري از نيازهاي ما توسط ميكروب ها تهيه مي شود. مانند: نان، ماست، پنير، چاي، ترشي ها و ... و حتي بعضي از داروها و ويتامين ها توسط ميكروب ها بدست مي آيد. امروزه با استفاده از علم بيوتكنولوژي توانسته اند برخي از مواد غذايي ، دارويي، سوختي، شيميايي و حتي كودهاي شيميايي را تهيه كنند.
ميكروب ها معمولاً در كنار هم رشد مي كنند . از رشد و تقسيم ميكروب ها اجتماعي از آنها به وجود مي آيد به اجتماع ميكروب ها كلوني مي گويند. كلوني ميكروب ها با چشم غير مسلح ديده مي شوند. كلوني ميكروب ها شكل ها، رنگ ها و ويژگي هاي متفاوت دارند.
بيماري زايي ميكروب ها:
بعضي از ميكروب ها براي بدست آوردن محيط مناسب ممكن است وارد بدن انسان، گياه، يا جانوران شوند. در اين حالت ميكروب را انگل و جانداري كه ميكروب وارد بدنش شده است ميزبان نام دارد.
ميكروب ها در درون بدن ميزبان رشد و توليد مثل و حتي مواد سمي هم توليد مي كنند و به سلول هاي ميزبان آسيب مي زنند در اين حالت بيماري ميكروبي بروز مي كند.
هر بيماري سخت ميكروبي سه مرحله دارد:
1) مرحله جايگيري: در اين مرحله ميكروب وارد بدن مي شود و خود را به محل مناسب خود مي رساند.
2) مرحله حاد: شخص بيمار مي شود و همه نشانه هاي بيماري آشكار مي شود.
3) مرحله نقاهت: در اين مرحله بدن بر ميكروب غلبه كرده و رفته رفته تواناتر مي شود. سرعت رشد بعضي از ميكروب ها بسيار كند است و مبارزه بدن و ميكروب نيز به كندي صورت مي گيرد و مدت ها به طول مي كشد اينگونه بيماري ها را مزمن مي گويند. بيماري سل و يا جزام از جمله بيماري هاي مزمن هستند كه در آنها مبارزه بدن و ميكروب ماه ها و حتي سالها طول مي كشد.
آغازيان :
آغازيان موجودات ساده اي هستند كه برخي تك سلولي و برخي پر سلولي اند. گونه هايي زندگي آزاد و بعضي زندگي انگلي دارند همه آغازيان به دو گروه پست و عالي رده بندي مي شوند.
ساختمان سلولي آغازيان پست و عالي با يكديگر متفاوت است. آغازيان پست ساختمان سلولي ساده اي دارند كه آنها را پروكاريوت مي نامند. در پروكاريوت ها هسته معين و مشخصي در درون سلول ديده نمي شود و مواد وراثتي در درون سلول پراكنده اند و بعضي از ضمايم(اندامك) سلولي را ندارند.
يوكاريوت ها كه سلول هاي كاملتري هستند هسته واقعي دارند. آغازيان جانور مانند در اين گروه قرار دارند. آغازيان جانور مانند عبارتند از :
آميب ها، مژك داران، هاگ داران، ناژك داران
دلايل اهميت آغازيان :
1) غذاي بسياري از جانوارن ساكن آب بخصوص ماهي ها هستند.
2) پوسته سخت بعضي از آنها منابع پر ارزشي هستند.
3) در تهيه دارو و مواد غذاي نقش دارند و بعضي توليد كننده محيط زيست هستند.
4) در ميان آنان اقسام بيماري زا وجود دارد. مانند (اسهال خون ، مالاريا)
چگونگي تغذيه آميب ها:
قارچ ها:
قارچ ها گروهي از جانداران هستند كه در زندگي انسان و ساير جانداران اهميت فراوان دارند.
قارچ ها عامل اصلي فساد مواد غذايي و بخصوص ميوه ها و محصولات كشاورزي هستند گروهي از قارچ ها بيماري زا هستند و مبارزه با آنها به دشواري صورت مي گيرد.
اما بعضي از قارچها در توليد مواد غذايي (شيميايي) داروها و حتي طعم مواد غذايي واقع آفات گياهي نقش دارند. مثلاً براي تهيه نان از گرد مخمر در نانوايي استفاده مي شود كه نوعي قارچ تك سلولي است و يا براي تهيه ماست و يا پنير از انواع قارچ هاي تك سلولي استفاده مي شود.
باكتري ها:
مهمترين و مشهور ترين آغازيان پست باكتري ها هستند. تعداد كمي از باكتريها زيان آورند و اغلب آنها مفيد هستند و چون آنها براي بقاي ما و ساير جانداران اهميت دارند. حتي در درون بدن ما باكتريهاي مفيدي وجود دارند كه بعضي از نيازهاي ما را تأمين مي كنند.
ساختمان بدن باكتري ها :
باكتريها جانداران تك سلولي از گروه پروكاريوت ها هستند. در بدن اين جانداران هسته مشخصي ديده نمي شود. بلكه اجزاي هسته در درون سيتوپلاسم پراكنده است. باكتريها به شكل و اندازه هاي گوناگون ديده مي شوند. دانشمندان باكتريها را بر اساس شكل به سه دسته تقسيم كرده اند
كه عبارت اند از :
) كوكسي ها يا باكتريهاي كروي شكل مثل ميكروكوك استرپتوكوك استافيلوكوك
2) باسيل ها يا باكتريهاي ميله اي شكل باسيل يونجه يا مثل باسيل سياه زخم
3) اسپريل ها يا باكتريهاي فنري شكل مثل نوعي آنژين چركي گلودرد
اصول كخ:
رابرت كخ دانشمند آلماني مطالعات وسيعي را پيرامون بعضي از بيماري هاي ميكروبي انجام داد.
او توانست عامل بيماري سياه زخم(باسيلوس آنتراسيس) و سل (مايكوباكتريوم توبركلوزيس) را كشف كند و يا درباره ميكروب وبا (ويريوكلرا) و مالاريا(پلاسموديوم) تحقيق وسيعي انجام دهد.
روش تحقيق كخ كه به اصول كخ مشهور است ثابت مي كند كه بين بعضي ميكروب ها و بيماري ها ارتباط وجود دارد. اين اصول عبارتنداز:
1) ميكروب عامل بيماري بايد به تعداد زياد در بدن بيمار وجود داشته باشد.
2) اين ميكروب را بايد بتوان بدست آورد و پرورش داد.
3) ميكروب پرورش داده شده بايد بتواند فرد سالم را بيمار كند و همان بيماري را به وجود آورد.
4) امكان دوباره پرورش ميكروب وجود داشته باشد.
باكتري ها و غذاها
يكي از علل آلودگي غذاها وجود باكتريها در محيط غذايي است . باكتريها در درون غذاها توليد مثل مي كنند و با رشد و توليد مثل خو، مواد زايد و سمي توليد مي كنند همچنين بعضي از باكتريها مثل وبا آبها را آلوده كرده و باعث بيماري مي شوند. محيط آشپزخانه بايد كاملاً تميز باشد و ظروف مواد غذايي نيز پاكيزه باشند. همچنين عوامل انتقال دهنده ميكروب ها مانند مگس، كرمك، محيط غذايي نيز بايد كاملاً از بين بردند.
ويروس ها
ويروسها عوامل كوچكي هستند كه فقط داراي يك نوع اسيدنوكلثيك (RNA , DNA) هستند اين عوامل فقط قادر اند كه توليد مثل كنند اما هيچ يك از ساير كارهاي موجودات زنده را انجام نمي دهند. ويروس ها فقط در درون سلول هاي زنده مي توانند توليد مثل كنند بنابراين انگل هاي اجباري هستند. اسيدنوكلثيك ويروسي توسط پوسته اي از جنس پروتئين پوشانده شده است.
ويروسها چنان كوچكند كه با ميكروسكوپ هاي معمولي قابل مشاهده نيستند و براي ديدن آنها از ميكروسكوپ هاي بسيار قوي (الكتروني) استفاده مي شود.
ماده وراثتي ويروس (اسيدنوكلثيك) داراي تمامي اطلاعات لازم براي برنامه ريزي سلول ميزبان است و مي تواند به كمك سلول ميزبان تمام مولكول هاي لازم براي ساخت ويروسي جديد را بسازد. ويروس ها قادرند هر موجود زنده اي را از قبيل (باكتريها، قارچها، تك سلولي ها، جانور مانند گياهان، جانوران، انسان) آلوده كنند.
ويروس ها اقسام مختلفي دارند به دليل انگل بودن اغلب آنها مضرند و گروه كوچكي از آنها بي زيان هستند.
ساختمان بعضي از ويروس ها مثل ويروس ايدز پيچيده است.
بعضي از بيماري هاي ويروسي عبارتند از :
اوريون، انفولانزا، سرخك، سرخجه، واكسينيا، آبله ، سرماخوردگي، تبخال، آبله مرغان، هپاتيت، ويروسهاي تومورزا و سرطان زا، ايدز
بيشتر بدانيد:
توان توليد مثل باكتريها خارق العاده است. در بعضي از باكتريها فاصله بين دو تقسيم ممكن است فقط 20 دقيقه باشد. با اين حساب اگر غذا و فضاي كافي فراهم باشد يك باكتري مي تواند در ظرف مدت كمتر از دو روز جرمي معادل كره زمين توليد كند. اما به ندرت اتفاق مي افتد كه شرايط محيطي كاملاً مساعد باشد.
باكتري ها به روش تقسيم دو تايي توليد مثل مي كنند. ابتدا DNA آنها همانند سازي مي كند سپس ملكول هاي DNA از هم جدا شده و به نقاط مختلفي از غشاء پلاسمايي اتصال مي يابد و سپس دو سلول باكتري به وجود مي آيد. سلول هاي حاصل ماده ي ژنتيكي يكساني دارند.
|
|
ایزوتوپ
یکی از فرض های بدیهی نظریه اتمی دالتون این است که هر یک از اتمهای یک عنصر از هر لحاظ (از جمله جرم) با اتمهای دیگر آن یکسان است. ولی در اوایل قرن بیستم معلوم شد که یک عنصر ممکن است شامل چند نوع اتم باشد که اختلاف آنها با یکدیگر در جرم اتمی است. فردریک سودی اصطلاح ایزوتوپ (از واژه یونانی به معنای هم مکان) را برای اتمهای یک عنصر که که از نظر جرم با یکدیگر تفاوت دارند پیشنهاد کرد.
برای بررسی ایزوتوپها از طیف نگار جرمی استفاده می شود.دستگاههایی از این نوع ابتدا توسط فرانسیس استون (1919) و آرتور دمپستر (1918) با پیروی از اصول روشهایی که جی جی تامسون در 1912 ارائه کرده بود ساخته شد. اگر عنصری شامل چند نوع اتم با جرمهای متفاوت (ایزوتوپها ) باشد، این تفاوت در مقادیر یونهای مثبت حاصل از این اتمها پدیدار می گردد.طیف نگار جرمی یونها را بر حسب مقادیر نسبت بار به جرم ، از یکدیگر جدا می کند، و سبب می شود که یونهای مثبت متفاوت در محلهای مختلف روی یک صفحه عکاسی اثر کند.
وقتی دستگاه کار می کند، اتمهای بخار ماده مورد مطالعه در معرض بمباران الکترونی قرار گرفته و به یونهای مثبت تبدیل می شوند.این یونها بر اثر عبور از یک میدان الکتریکی ، به قدرت چندین هزار ولت ، شتاب پیدا می کنند. اگر ولتاژ این میدان ثابت نگه داشته شود، تمام یونهایی که مقدار بار به جرم مساوی دارند، با سرعت مساوی وارد یک میدان مغناطیسی می شوند. این سرعت، مقدار بار به جرم و شدت میدا مغناطیسی، شعاع مسیر یون را در میدان مغناطیسی تعیین می کند.
اگر شدت میدان مغناطیسی و ولتاژ شتاب دهنده ثابت نگه داشته شوند، تمام یونهایی که مقدار بار به جرم مساوی دارند، در یک محل بر روی صفحه عکاسی متمرکز می شوند. این محل را می توان با تغییر پتانسیلی که موجب شتاب یونها می شود، تغییر داد. ولی یونهایی که مقدار بار به جرم متفاوت دارند در محلهای مختلف روی صفحه عکاسی متمرکز می شوند. هر گاه یک وسیله الکتریکی که شدت اشعه یونی را اندازه می گیرد، جای گزین صفحه عکاسی شود، دستگاه را طیف سنج جرمی می نامیم. با استفاده از طیف سنج جرمی می توان هم جرم اتمی دقیق ایزوتوپها و هم ترکیب ایزوتوپی عناصر (انواع ایزوتوپهای موجود و مقدار نسبی هر یک) را تعیین کرد.
ایزوتوپها، اتمهایی با عدد اتمی مساوی و عدد جرمی متفاوتند. این اتمها دارای خواص شیمیایی بسیار مشابه هم (در اغلب موارد غیر قابل تشخیص) هستند. مثلا در طبیعت دو نوع اتم کلر وجود داردکه هر دو 17 پروتون و 17 الکترون دارند ولی یکی دارای 18 نوترون و دیگری دارای 20 نوترون است. بنابراین، اختلاف ایزوتوپها در تعداد نوترونهای هسته ها آنهاست. بعضی از عناصر فقط به یک شکل ایزوتوپی در طبیعت وجود دارند(مثل سدیم، بریلیم و فلوئور). ولی اغلب عناصر بیش از یک ایزوتوپ دارند.مثلا قلع دارای ده ایزوتوپ است. اصطلاح نوکلید، به طور کلی، برای گونه های اتمی به کار می رود.
بسیاری از ایزوتوپها از ایزوتوپها رادیواکتیو هستن ، یعنی ذراتی با فرکانس بالا را از هسته (مرکز) اتمهای خود را ساطع می کنند . از آنها می توان برای دنبال کردن مسیر مواد متحرکی که از دید پنهان هستند ، مانند جریان خون در بدن یک بیمار در بیمارستان ، استفاده کرد.
آهنگ فرسودگی ماشین آلات صنعتی را نیز می توان با استفاده از ایزوتوپها اندازه گرفت . مقادیر اندکی از ایزوتوپهای رادیواکتیو به بخشهای فلزی ماشین آلات ، مانند یاتاقانها و رینگ وپیستونها اضافه می شود . سپس سرعت فرسودگی با اندازه گرفتن رادیواکتیویته روغنی که برای روغنکاری این بخشها به کار رفته است مححاسبه می شود.
قلب ورگ های خونی
قلب اساساً یک پُمپ عضلانی تو خالی است که بدون توقف، خون را به سراسر بدن پُمپ می کند. اگر چه قلب چندان بزرگ تر از مُشت دست نیست، ولی در طول مدت عمر در حدود ۳۰۰ میلیون لیتر خون را پمپ می کند.
رگهای خونی بزرگی که به قلب متصلاند، خون را به ریهها و بدن می برند و باز می گردانند. رگ های خونی کوچک تری که روی سطح قلب قرار دارند، غذا و اکسیژن را به آن رسانده و محصولات دفعی، از قبیل دی اکسید کربن را از آن خارج می کنند.
در داخل قلب، چهار بخش یا محفظه ی جداگانه وجود دارد. سمت راست قلب که از دهلیز راست و بطن راست تشکیل می شود، خون کم اکسیژن را دریافت می کند. در سمت چپ قلب، دهلیز چپ و بطن چپ خون تازه و پُر اکسیژن را دریافت می کند.
قلب بین دو ریه، بر روی دیافراگم (ورقه ی عضلانی گنبدی شکلی که سینه و شکم را از هم جدا می کند) قرار دارد.
حدود دو سوم قلب در سمت چپ بدن قرار دارد. ماهیچه ی قدرتمند قلب به طور مداوم منقبض می شود و خون را از قلب به دیگر قسمتهای بدن می راند. این نوع خاص ماهیچه هیچ گاه خسته نمی شود و فقط در قلب وجود دارد.
|
|
تپش قلب و سرعت آن:
قلب در تمام مدت عمر با سرعت بیش از یک بار در ثانیه می تپد. خون از رگ های خونی که «سیاهرگ» نامیده می شوند به درون قلب می ریزد. ماهیچه ی قلبی خون را به سختی فشرده و خون تحت فشار به درون رگ های دیگری که به «سرخرگ» موسومند رانده می شود. همان گونه که ذکر گردید قلب از نوع خاصی ماهیچه ساخته شده است که هیچگاه خسته نمی شود.این ماهیچه ۸۰-۶۰ بار در دقیقه فشرده و رها می شود. وقتی که ورزش می کنیم، این تعداد می تواند تا ۱۰۰ بار در دقیقه افزایش یابد.
رگهای خونی:
خون وقتی که از قلب خارج می شود، به همه جا نمی ریزد. بلکه به آرامی وارد لولههایی به نام رگ های خونی می شود. نخست خون به داخل لولههایی به نام سرخرگ ها جریان می یابد. سرخرگ هایی که قلب را ترک می کنند، لولههای ضخیمی هستند. بزرگ ترین آن ها “آئورت” نام دارد که قطر آن ۵/۲ سانتیمتر است. سرخرگ ها بلافاصله به لولههای کوچک تر زیادی تقسیم و شاخه شاخه می شوند.
این رگ های خونی، خون را به همه ی قسمتهای بدن حمل می کنند. هر چه از قلب دورتر می شوند، رگ های خونی بیشتری و با اندازههای کوچک تری وجود دارد.
باریک ترین رگ های خونی، «مویرگ» نام دارند که برای دیدن آن ها نیاز به میکروسکوپ است.
رگ های خونی
اطلاعات اولیه
دستگاه گردش خون و لنف شامل قلب ، شریانها ، وریدها ، مویرگها و رگهای لنفی است. خون پمپ شده از قلب که حاوی مواد غذایی و اکسیژن میباشد توسط شریانها در بدن توزیع میشوند. شریانها پس از انشعاب به شاخههای باریک ، شریانچهها را بوجود میآورند و شریانچهها نیز به انشعابات باریکتری به نام مویرگ ختم میشوند.
مبادله مواد بین خون و سلولهای ارگانهای مختلف در سطح مویرگها انجام میگیرد. پس از مبادله مواد ، خون مویرگی به وریدچههای منتقل شده و نهایتا توسط وریدهای بزرگ مجددا به قلب برمیگردد. رگهای لنفی نیز بطور بن بست از ارگانهای مختلف شروع و پس از جمع آوری لنف یا مایعات میان بافتی (که عمدتا از خون منشا گرفته است) آن را به سیستم گردش خونی باز میگرداند.
ساختمان کلی رگهای خونی
لایه داخلی (Tunica intima)
این لایه از یک ردیف سلول سنگفرشی ساده مشتق از مزودرم به نام آندوتلیوم و بافت همبند شل زیرین آن به نام طبقه زیر آندوتلیال تشکیل شده است. آندوتلیوم بر روی تیغه پایه قرار گرفته و طبقه زیر آندوتلیال حاوی الیاف الاستیک و رتیکولر و بطور نادر در شریانهای الاستیک سلولهای عضلانی است.
لایه میانی (Tunica media)
این لایه معمولا از عضلات صاف تشکیل شده که در بین آنها الیاف الاستیک ، کلاژن ، رتیکولر و پروتئوگلیکانها قرار گرفتهاند. مواد بین سلولی در دیواره رگها توسط سلولهای عضله صاف سنتز میشود.
لایه خارجی یا ادونتیس (Tunica adventita)
خارجیترین لایه عروق و مرکب از |کلاژنالیاف کلاژن نوع I و الیاف ارتجاعی است که بطور طولی قرار گرفتهاند . این لایه معمولا در امتداد با بافت همبند اطراف رگها قرار دارد و تشخیص آنها از یکدیگر مشکل میباشد. در عروق بزرگ این لایه حاوی رگهای تغذیه کننده خود عروق موسوم به رگها میباشد. انواع رگها در بدن عبارتند از : شریانها ، وریدها و مویرگها در رگهای لنفی میباشد.
شریانات قلب
شریانها یا سرخرگها ، خون را از قلب به ارگانهای مختلف حمل میکنند و بر اساس ساختمان بافتی و اندازه به سه دسته شریانهای بزرگ ، شریانهای متوسط و شریانها یا آرتریولها تقسیم میشوند. انقباض عضلات دیواره شریانچهها یا آرتریولها میتواند قطر رگها را بطور خاصی تغییر دهد و از این نظر نقش مهمی در توزیع خون به مویرگها دارند. آرتریولهای انتهایی به متآدتریولها ختم میشوند. متآرتریولها بزرگتر از مویرگها هستند و در دیواره آنها سلولهای عضلانی بطور فاصلهدار قرار گرفتهاند.
وریدها
پس از مبادله مواد بین خون و محیط خارج سلولی ، در سطح مویرگها ، خون مویرگی به ترتیب از طریق وریدچهها ، وریدهای متوسط و وریدهای بزرگ به قلب منتقل میگردد. وریدها در هر ارگان معمولا همراه با شریانهای مربوطه میباشند و قطر آنها بزرگتر از شریانهاست. دیواره وریدها همیشه نازکتر از شریانها بوده و از سه لایه داخلی (انتیما) ، میانی (میدیا) ، ادونتیس (خارجی) تشکیل شده که در مقایسه با شریانها لایه میانی در آنها نازکتر و لایه خارجی ضخیم تر میباشد. کوچکترین انشعابات وریدها ، وریدچهها هستند که در ارتباط با شبکه مویرگی بسیار کوچک بوده و به وریدچههای پشت مویرگی موسومند. وریدچههای پشت مویرگی از نظر ساختمانی شبیه مویرگها میباشند.
مویرگها
شریانچهها به رگهای خونی بسیار ظریفی منتهی میشوند که به مویرگ موسومند. مویرگها در حدود 9 - 7 میکرومتر قطر دارند و فضای درونی آنها برای جاگیری یک گویچه قرمز کفایت می کند. دیواره مویرگ متشکل از یک ردیف سلول پهن و نازک به نام آندوتلیوم ، تیغه پایه و شبکه ظریفی از الیاف رتیکولر میباشد.
مویرگها رابط بین شریانچهها و وریدچه ها بوده و به علت وسعت زیاد خود ، داشتن دیواره نازک و کاهش سرعت جریان در آنها ، مناسب ترین محل برای مبادله مواد غذایی ، اکسیژن و دیاکسید کربن بین خون و مایعات بافتی میباشد. مبادله مواد از طریق انتشار ، عبور از منافذ دیواره مویرگها ، عبور از اتصالات بین سلولی و توسط وزیکولهای پینوسیتوزی انجام میگیرد.
رگهای لنفی
به استثنای ارگانهای معینی نظیر سیستم عصب مرکزی ، استخوان و غضروف در بیشتر ارگانها و بافتهای بدن همراه و به موازات رگهای خونی ، رگهای دیگری به نام رگهای لنفی وجود دارند. این رگها که به صورت بن بست از بافتها سرچشمه میگیرند مایعات میان بافتی موسوم به لنف را از بافتها جمع آوری و به دستگاه گردش خون باز میگردانند. جریان لنف یک طرفه بوده و از بافتها به سوی قلب میباشد.
اعصاب و رگها
اعصابی که عضلات صاف دیواره رگهای خونی را عصب دهی میکنند به اعصاب وازوموتور (محرکه رگها = Vasomotor) موسومند. این اعصاب عموما از رشتههای عصبی بدون میلین سمپاتیک میباشد که انشعابات آنها پس از عبور از لایه خارجی رگها وارد عضلات طبقه میدیا میگردند و لایههای داخلیتر بوسیله انتشار از طریق اتصالات سوراخدار تحریک را دریافت مینمایند.
تحریک رشتههای سمپاتیک باعث انقباض عروق میگردد. شریانهای موجود در بین عضلات اسکلتی بوسیله اعصاب پاراسمپاتیک عصب دهی شدهاند که تحریک آنها باعث استساع عروق میگردد. بطور کلی اعصاب وازوموتور با انقباض و اتساع عروق جریان و فشار خون را کنترل میکنند.
رگ رگها
چون در عروق خونی بزرگ همه سلولهای تشکیل دهنده دیواره نمیتوانند از طریق انتشار ، مواد غذایی و اکسیژن مورد نیاز خود را دریافت کنند تغذیه آنها را رگهای کوچک دیگری موسوم به رگ رگها عهدهدار میباشند. این رگها به تعداد زیاد در لایه خارجی یافت میشوند و انشعابات آنها به طبقه میدیا نیز نفوذ میکند که میزان نفوذ آنها در وریدها بیشتر از شریانها میباشد. رگهای خونی بزرگ علاوه بر رگ رگها ، حاوی مویرگهای لنفی نیز در دیواره خون میباشند. مویرگهای لنفی در شریانها محدود به طبقه خارجی میباشند ولی در وریدها به طبقه میدیا نیز نفوذ میکنند.
مباحث مرتبط با عنوان
- انعقاد خون
- بافت خون
- بافت همبند
- جریان خون
- سرخرگ
- سیاهرگ
- فشار خون
- قلب
- دستگاه گردش خون
- لنف
- مویرگ
- ورید و اعمال آن
گیاهان
گیاه (Plant) در زیست شناسی معمولا" به یک موجود زنده درحوزه رده بندی گیاهان اطلاق می شود. شاید در کاربردهای روزمره این واژه آنچنانکه درذیل تعریف شده بکار نرود.
مشکلات موجود برای تعریف
تعریف کلمه گیاه ازآنچه که ظاهرا" به نظر می رسد بسیار مشکل تراست. اگرچه گیــــاه شناسان محدوده رده بندی گیاهان را تعریف کرده اند ، مرزهای تعیین کننده اعضاء رده بندی گیاهان بسیار اختصاصی تر از تعریفات رایج " گیاه"است. ما گیاه را بعنوان یک موجود زنده یوکاریوت و دارای تعداد زیادی سلول تعریف می کنیم که عموما" فاقد اندامهای حسی یا حرکت ارادی بوده و در صورت رشد کامل دارای ریشه ، ساقه و برگ می باشند. اما از نظر گیاه شناسی فقط گیاه آوندی دارای ریشه ، ساقه وبرگ است. اما اگر منصفانه نگاه کنیم گیاهانی که ما هر روز با آنها مواجه هستیم ، گیاهان آوندی می باشند.
تعریف دیگر گیاه که گسترده تر (فراگیرتر) می باشد، عبارت است از هرچیزی که فتواتوتروف می باشد- یعنی غذای خودش را از مواد خام غیر آلی و نور خورشید تولید کند. برای فردی که بر نقش خاصی که گیاهان در یک اکوسیستم بازی می کنند متمرکزشود این تعریف غیر منطقی نیست .اما در بین فتواتوتروپها ، پروکاریوتهایی ( پیش هسته) مخصوصا" باکتریهای فتواتوتروپ و سیانوفیتها وجود دارند. سیانوفیتها را گاهی اوقات ( به دلایل خوبی) جلبکهای سبز– آبی می نامند.در اینجا این مشکل بوجود می آید که بیشتر مردم از جمله گیاه شناسان قارچ خوراکی را گیاه می نامند اگرچه قارچ خوراکی اندام باردهی قارچ می باشد ( حوزه قارچها)، و اصلا" فتواتوتروپ نبوده، بلکه گندخوار( saprophytic) می باشد. و بیش از چند گونه گیاهان گل دار، قارچها و باکتریها وجود دارند که انگلی هستند.
ما قادر به ارائه پاسخی مطمئن نیستیم. فهرست خصوصیاتی که حوزه رده بندی گیاهان را از سایر حوزه های زیست شناسی جدا می کند حد اقل یک تعریف فنی ارائه می کند اما این تعریف مورد پسند همگان قرار نمی گیرد. بنابراین تعریف اصطلاح گیاه همیشه به معنی بیشتر موجودات زنده طبقه بندی شده در محدوده رده بندی گیاهان می باشد. مثلا" اگر جلبکهای سبز به وضوح گیاهانی جزورده بندی گیاهان هستند، پس بیشترمردم اکثرخزه های دریایی را هم که جزئی از( حوزه آغازیان (هستند، جزو جلبک های سبز در نظر می گیرند. مشکل عدم وجود دقت یا توافق که در تعریف گیاه وجود دارد یکی از گفته های مورد تفاهم است که اغلب در مقالات با آن مواجه هستیم از این قبیل : ... آوند چوبی یکی از دو بافت انتقال در گیاه است . بطور کلی تصور نمی شود این جمله به معنی تمامی گیاهان ، جلبکها با گیاهان گلدار باشد. به احتمال بسیار زیاد باکتریها یا قارچها را به حساب نمی آورد. در واقع معمولا" بهتر است اینگونه تصور شود که این بحث فقط به گیاهان آوندی مربوط می شود ( ضرورتا" سرخسها ، مخروط زاها، گیاهان گلدار و تعدادی دیگر) مگر اینکه به صورتی متفاوت بیان شود( مثلا" ... در گیاهان آوندی و غیر آوندی اینگونه است ). The system of classification (see
درسیستم طبقه بندی ( به طبقه بندی علمی مراجعه کنید) که توسط گیاه شناسان برای فهرست کردن موجودات زنده زمین بکار رفته، هزاران دانشمند روزانه ساعات بسیار زیادی وقت صرف کرده اند. درابداع این سیستم تلاش شده تا سیستمی طبیعی بوجود آید در حالیکه ارتباطات تکاملی بین کلیه گونه های مختلف را توصیف نماید ( از جمله مواردیکه فقط در فسیلها شناخته شده اند). گیاهان یکی از بخشهای این طبقه بندی هستند ودرتعریف گیاهان چه بصورت کلی وچه بصورت جزئی ، باید تعدادی منبع را درکلیه فعالیتهای علمی که برای تهیه یا ارائه اطلاعات درباره آنها انجام می شود، در این سیستم طبقه بندی لحاظ کنیم.
برای گیاهان آنگونه که در حوزه رده بندی گیاهان تعریف شده اند به قسمت زیر نگاه کنید.
· برای جلبکها بطور کلی به جلبک رفته یا به جلبک دریائی مراجعه نمایید.
· برای قارچهای خوراکی قارچهای خوراکی یا قارچ مراجعه کنید.
· برای گیاهان غیر آوندی بطور کلی به گیاه غیر آوندی نگاه کنید.
· برای گیاهان آوندی بطور کلی به گیاه آوندی مراجعه کنید.
· برای گیاهان مخروطی بهPinophyta یا gymnosperms نگاه کنید.
· برای گیاهان گلدار به angiosperms نگاه کنید.
گیاهان تقریباٌ در همه جای گیتی می رویند گلها علفها و درختان را تقریباٌ هر روزه می بینیم. گیاهان همچنین بر فراز کوههای بلند در اقیانوس ها در بسیاری از بیابانها و در نواحی قطبی می رویند. بدون گیاهان، آدمیان و جانوران نمی توانستند در کره زمین زندگی کنند. آدمی بدون هوا یا خوراک نمی تواند زندگی کند و همچنین بدون گیاهان نمی تواند زنده بماند. اکسیژن موجود در هوا که تنفس می کنیم از گیاهان فراهم می آید. خوراکی که می خوریم نیز از گیاهان یا از جانوران گیاه خوار بدست می آید.
در خانه سازی و بسیاری از چیزهای سودمند را از کنده و تخته و الوار درختان و خیلی از پوشاکهای ما از الیاف گیاهی از قبیل پنبه فراهم می گردد.
دانشمندان عقیده دارند که بیش از 350000 گونه و نوع گیاه شناخته شده اما هنوز بسیاری از گیاهان ناشناخته مانده است. کوچکترین گیاه دیاتوم می باشد که تنها با میکروسکوپ می توان آن را دید حتی ممکن است یک قطره آب بیش از 500 دیاتوم در خود شناور داشته باشد.
بزرگترین گیاه زنده دنیا درخت سکویا در کالیفرنیا می باشد که بیش از 90 متر بلندی و بیش از 9 متر پهنا دارد.
برخی از درختان در کالیفرنیا هستند که عمر 4000 تا 5000 ساله دارند. دانشمندان همه موجودات زنده را به دو گروه اصلی و عمده تقسیم کرده اند.
به بیان دیگر می توان گفت که فرق عمده میان گیاهان و جانوران آن است که گیاهان در جایی ثابت هستند در حالی که تقریباٌ همه جانوران با نیرو و اراده خود حرکت می کنند.
بیشتر گیاهان خوراک خود را از هوا نور خورشید و آب می گیرند. جانوران نمی توانند برای خود خوراک بسازند. از این رو گیاهان یا جانوران گیاهخوار را می خورند. پایه و اساس واحد اصلی و آجر ساختمان موجود زنده یاخته یا سلول می باشد و از این جهت گیاه و جانور با هم تفاوت دارند زیرا بیشتر گیاهان سلول های دیواره ای کلفت حاوی ماده ای بنام سلولز دارند یاخته های جانوری ماده سلولز ندارد.
برخی چیزهای زنده که به نظر می رسد به خانواده و قلمرو گیاهان و جانوران وابسته نیستند. و این موجود تک یاخته ارگانیزم های شامل باکتری و اشکال دیگر زندگی است که تنها با میکروسکوپ قابل دیدن است. بیشتر دانشمندان عقیده دارند که به خانواده خود وابسته هستند یعنی موجودی که نه گیاه است و نه جانور.
از گیاهان برای آدمی خوراک، پوشاک، پناهگاه یعنی مهمترین نیازهایشان فراهم می شود. بسیاری از ما ازداروهایی که از گیاهان ساخته می شود یا مستقیماٌ از خود گیاهان دارویی است سود می جوییم. بعلاوه از گیاهان در مصارف زیبا سازی و لذت بخش کردن زندگی سود جسته می شود.
طبقه بندی حوزه رده بندی گیاهان
منشاء کلیه موجودات زنده متعلق به حــــــــــوزه گیاهان ، گروهی به نام جلبک سبز است که اشکـــال باقی مانده آن (paraphyletic) بوده وبصورت انواع گوناگونی در این قسمت یا درمیان آغازیان وجود دارند.جلبکهای سبز دارای کلروپلاستهایی هستند که در بر گیرنده کلروفیل a و b می باشند که بوسیله غشاهای دولایه به هم متصل هستند و دارای انواع گوناگونی تاژکدار، انبوه زی ، میله ای و حتی چند سلولی ابتدایی می باشند .بسیاری از آنها عمدتا" هاپلوئید ( تک لاد) هستند اما بقیه ، بین گونه های هاپلوئید و دیپلوئید ( دولاد) که گامتوفیت و اسپروفیت نامیده می شوند دارای تناوب نسل می باشند.
در مرحله ای از دوران پالئوزوئیک گیاهان پیچیده و چند سلولی(رویان رستها ) بر روی زمین نمایان شدند. در این گونه های اولیه جدید ، گامتوفیت و اسپروفیت از نظر شکل و عملکرد بسیار متفاوت بودند ، اسپروفیت کوچک باقی ماند و در کل زندگی کوتاه خود وابسته به والد خود بود. گروههای موجود در این ساختار مشترکا" خزه ها نامیده می شوند. از جمله:
· دسته Bryophyta( خزه ها)
· دسته Anthocerotophyta ( علف شاخی)
· دسته Hepaticophyta( هپاتیکها)
تمامی این گونه ها کوچک بوده و محدود به محیطهای مرطوب می باشند و برای تولید هاگ وابسته به آب هستند. در دوران سیلورین ، رویان رستهای جدیدی نمایان شدند که در اثر سازگاری امکان غلبه بر این موانع را که در دوران دونین دستخوش پرتوش سازگاری گسترده ای شدند پیدا کردند. این گروهها معمولا" دارای کوتیکول هستند که در برابرخشکیدگی مقاوم می باشند و بافت آوندی که آب را سرتاسرگیاه منتقل می کند که به همین علت آنها را گیاهان آوندی می نامند.
· دسته Lycophyta ( گرگ پاها)
· دسته Sphenophyta( دم اسبی)
· دسته Psilophyta (سرخسهای ماهوتی)
· دسته Ophioglossophyta ( لاله آلپی و سرخسهای تاکی)
· دستهPterophyta ( سرخسها)
گیاهان آوندی هم زیر گروهی ازاسپرماتوفیتها یا گیاهان دانه دار هستند که تا آخردوران پالئوزوئیک متنوع شدند. دراین گونـــــه ها گامتوفیت کاملا" کاهش یافت و اسپروفیت درون پوششی به نام دانه که در والد آنها بوجود می آید شروع به زیستن نمودند. اسپرماتوفیتها عبارتند از:
· دسته Cycadophyta ( سرخس نخلی)
· دسته Ginkgophyta ( درخت گینگکو)
· دسته Pinophyta ( مخروط زاها ، گیاهان مخروطی )
· دسته Gnetophyta (Gnetae)
· دسته Magnoliophyta ( گیاهان گلدار ، آنتوفیتا)
این دسته ها به دو گروه بازدانگان ( بی دانه ها ؛ چهار دسته اول) و گیاهان گلدار یا angiosperms تقسیم می شوند. پنجمین دسته فوق آخرین گروه عمده گیاهان است که در دوران ژوراسیک بوجود آمده و به سرعت در بیشتر زیبومه ها گسترده شدند.
رده های گیاهان
ممکن است بخواهیم علاوه بر طبقه بندی علمی گیاهان یا روشهای مردم پسند تر براساس این سیستم ، به طبقه بندی گیاهان با روشهای متفاوت دیگری بپردازیم که در ذیل به بررسی برخی از آنها می پردازیم:
ممکن است گیاهان بر مبنای الگوهای رشد فصلی اشان مرتب شوند. البته گیاهان ساده مثل جلبکها دوران زندگی کوتاهی دارند و اصطلاحهای زیر در مورد آنها بکار نمی رود اما جمعیت جلبکها عموما" فصلی هستند.
· سالانه : زندگی و تولید مثل در یک فصل رشد و نمو.
· دوسالانه : زندگی در دو فصل رشد و نمو ؛ تولید مثل معمولا" در سال دوم
· چند ساله : زندگی در سالهای رشد نمو طولانی ؛ ادامه به تولید مثل در یک مرحله
گیاهان آوندی یا herbaceous ( غیر چوبی ) هستند ویا چوبی. گیاه چوبی ممکن است درختانی باشند با یک یا چند تنه و شاخه که روی زمین بوجود می آیند ویا درختچه هایی باشند بدون تنه ، با شاخه هایی که نزدیک سطح زمین قرار دارند.
همچنین ممکن است گیاهان بر اساس چگونگی کاربردشان طبقه بندی شوند.گیاهان غذایی از جمله میوه ها ، سبزیجات ، گیاهان دارویی و ادویه ها می باشند.
اطلاعات عمومی گیاهان
میزان رشد یک گیاه عادی 75-20 میکرو متر در هر ساعت می باشد.
گره های خونی
گروههای خونی آنتی ژنهایی هستند که در سطح گویچههای قرمزخون و سلولهای دیگر قرار دارند و از والدین به فرزندان به ارث میرسند. گلبولهای قرمز مانند همه سلولهای هستهدار بدن واجد اختصاصات آنتی ژنتیکی در سطح خود میباشند. این آنتی ژنها ، آنتی ژنهای گروه خونی نامیده میشوند.گاهی دیده میشود که خون شخصی را به شخص دیگری تزریق میکنند خون شخص دهنده در بدن فرد گیرنده لخته میکند و رسوب میدهد. چگونگی این عمل با انعقاد خون متفاوت است و به وجود گروههای خونی مختلف مربوط میشود. در سطح خارجی گلبولهای قرمز افراد دو نوع آنتی ژن از جنس پروتئین وجود دارد که به نامهای A و B معروف هستند. برخی افراد آنتی ژن نوع A و برخی نوع B ، برخی هر دو آنتی ژن A و B را دارا هستند و برخی هیچ یک از آنتی ژنها را ندارند این افراد را به ترتیب در گروه های خونی AB ، B ، A و O قرار میدهند.
بیان آنتی ژنهای گروههای خونی تحت کنترل ژنهای خاصی است و توارث آنها از قوانین ساده مندل تبعیت میکند. برای هر سیستم گروه خونی ، تعداد متغیری از آللهای مختلف وجود دارد. آللها به نوبه خود تعداد متغیری از آنتی ژنهای غشایی گلبول قرمز را کنترل مینمایند. حیوانات سالم علاوه بر داشتن آنتی ژنهای گروههای خونی بر سطح خود ممکن است واجد آنتی بادیهای سرمی بر علیه آنتی ژنهای گروه خونی که خود فاقد آنها نیز هستند، باشند. مثلا افرادی که گروه خونی آنها فاقد آنتی ژن A است، در سرم خود آنتی بادی بر ضد آنتی ژن A دارند. تصور میشود این آنتی بادیهای طبیعی حاصل برخورد با گلبولهای قرمز گروه A نبوده بلکه متعاقب تماس با آنتی ژنهای مشابهی هستند که در طبیعت به وفور یافت میشوند.
انتقال خون
گلبولهای قرمز را میتوان به سهولت از حیوانی به حیوان دیگر انتقال داد. اگر گلبولهای قرمز فرد دهنده ، آنتی ژنهای مشابه با گلبولهای قرمز گیرنده داشته باشند، پاسخ ایمنی در حیوان گیرنده گلبول ایجاد نمیشود. اما اگر گیرنده آنتی بادیهایی بر علیه آنتی ژنهای گلبول قرمز دهنده داشته باشد، در آن صورت گلبولهای دهنده در معرض خطر تهاجم سریع قرار خواهند گرفت. زمانی که این آنتی بادیها به آنتی ژنهای موجود در سطح گلبولهای قرمز بیگانه متصل گردند، ممکن است سبب همولیز و فاگوسیتوز این سلولها شوند. در صورت فقدان آنتی بادیهای طبیعی ، گلبولهای قرمز تزریق شده موجب برانگیخته شدن پاسخ ایمنی در فرد دریافت کننده خون میشوند. سپس گلبولهای تزریقشده مدتی در خون گردش میکنند.
دومین انتقال خون با این گلبولها یا گلبولهای شبیه به گلبولهای قبلی باعث تخریب سریع این گلبولها میگردد که منجر به بروز واکنشهای پاتولوژیک شدید میگردد. علایم این روند تخریبی ناشی از همولیز گسترده داخل عروقی است. این علایم عبارتند از : لرزش بدن ، فلج و تشنج و انعقاد داخل عروقی ، تب و پیدایش هموگلوبین در ادرار. درمان واکنشهای انتقال ناشی از چنین انتقال خونی شامل متوقف کردن انتقال خون و زیاد کردن حجم ادرار بوسیله یک دیورتیک میباشد، چرا که تجمع هموگلوبین در کلیه ممکن است موجب تخریب توبولهای کلیه شود. بهبود وضعیت فرد به دنبال حذف همه گلبولهای قرمز بیگانه حاصل میگردد.
انواع گروههای خونی (سیستم ABO)
در سال 1901 میلادی کارل لاند اشتاینر ، ایمونولوژیست آلمانی برای نخستین بار ، وجود آنتی ژنهای گروه خونی بر روی گلبولهای قرمز و نیز آنتی بادیهایی بر علیه همان آنتی ژنها را در سرم انسان ثابت نمود. لاند شتاینر ، ابتدا گلبولهای قرمز را از سرم جدا کرد و سپس به مطالعه نتایج حاصل از مخلوط کردن سرم و گلبولهای قرمز افراد مختلف پرداخت. وی دریافت که سرم بعضی از افراد قادر به آگلوتینه کردن گلبولهای قرمز برخی دیگر از افراد میباشد، اما بر روی گلبولهای قرمز همه افراد موثر نیست. در تجزیه و تحلیل نتایج ، او فهمید که میتوان افراد را از نظر گروههای خونی به گروههایی تقسیم نمود:
گروه خونی A : آنتی ژن نوع A را سطح گلبول قرمز خود دارند و در پلاسمای خونشان نیز آنتی کور B (ضد آنتی ژن B) را دارا هستند.
گروه خونی B : آنتی ژن نوع B را در سطح گلبو لهای قرمز خود را دارند و در پلاسمای خونشان نیز آنتی کور A (ضد آنتی ژن A) را دارند.
گروه خونی AB : آنتی ژن نوع A و B را در سطح گلبولهای قرمز خود را دارند و در پلاسمای خونشان نیز هیچ یک از آنتی کورها را ندارند.
گروه خونی O : هیچ یک از آنتی ژنها را در سطح گلبولهای قرمز خود ندارند ولی هر دو آنتی کور را دارا هستند.
نحوه تعیین گروه خونی
برای پی بردن به گروه خونی هر کس ، مقداری از خون را با آنتی کورهای معین شده A یا B مخلوط میکنیم. از تولید یا عدم تولید رسوب که در اثر به هم چسبیدن گلبولهای قرمز ایجاد میشود میتوان گروه خونی شخصی را معین کرد. اگر بخواهیم به فردی از گروه خونی B خون تزریق کنیم، چون پلاسمای خون او آنتی کور A را دارد نمیتوان خونی را که دارای آنتی ژن A باشد به او داد. این آنتی ژن در گروه های A و AB یافت میشود پس او نمیتواند از این گروهها ، خون دریافت کند.
رسوب خونی
گروه خونی A : با آنتی کور B رسوب نمیدهد ولی با آنتی کور A رسوب میدهد.
گروه خونی B : با آنتی کور B رسوب میدهد ولی با آنتی کور A رسوب نمیدهد.
گروه خونی AB : با هر دو آنتی A و B رسوب میدهد.
گروه خونی O : با هیچ یک از آنتی کورهای A و B رسوب نمیدهد.
درصد گروههای خونی در مردم
در میان جمعیت مردم در حدود 42 درصد گروه خونی A حدود 9 درصد گروه خونی AB و 42 درصد گروه خونی O را دارا هستند. با این وجود لازم به ذکر است که یک آنتی ژن گروه خونی هیچگاه نمیتواند به همراه آنتی بادی ضد خود در بدن یک فرد وجود داشته باشد. زیرا در آن صورت وقوع همولیز ، گردش خون را مختل نموده و گلبولهای فرد تخریب میشود. گروههای خونی O ، AB ، B ، A نمایانگر فتوتیپ گلبولهای قرمز یک فرد است که مطابق با یک سیستم ساده که متشکل از سه ژن آللی A ، B ، O میباشد، به ارث میرسند.
افرادSecretor , Nonsecretor
تقریبا 75% از انسانها مواد آنتیژن A و B را نه تنها در سطح غشای سلولی بلکه به صورت آزاد در ترشحات مختلف نظیر سرم ، ادرار ، بزاق دارا میباشند. مواد آنتی ژن گروه خونی در سطح غشای سلولی به مولکولهایی از جنس گلیکوپروتئین متصلند. این صفت بوسیله یک ژن به نام Se= Secretor کنترل میگردد. عمل ژن se در صورتی که وجود داشته باشد کنترل اتصال ساده آنتی ژنی به مولکولهای گلیکوپروتئینی است. در افراد هموزیگوت مغلوب اتصال مواد آنتی ژنی به مولکولهای گلیکوپروتئین تحت کنترل نبوده ، در نتیجه آنتی ژنهای A و B اجازه حضور در مایعات بدن را نمییابند.
سیستم RH
در سال 1940 ، لاندشتاینر و وینر نشان دادند آنتی بادیهایی که بر علیه گلبولهای قرمز میمون رزوس (Rhesus) تولید میگردد، قادرند گلبولهای قرمز 85% از جمعیت انسانی را نیز آلگوتینه نمایند. این آنتی بادیها بر علیه مولکولی که (RH) نامیده شده ، بوجود میآمدند و افرادی را که واجد این مولکول بودند Rh مثبت نام گرفتند و به 15 درصد بقیه که فاقد این مولکول بودند، افراد Rh منفی اطلاق گردید. آنتیبادیهای طبیعی بر علیه آنتی ژنهای Rh در بدن تولید نمیشوند.